مشارکت مردمی حلقه مفقوده توسعه گردشگري
امروزه گردشگري بعنوان يكي از صنايع مهم در جهان به شمار ميرود كه نقش برجسته و خاص آن در توسعه اقتصادي نه تنها براي كشورهاي در حال توسعه حائز اهميت است بلكه كشورهاي پيشرفته جهان مانند ژاپن نيز كه در صنايع پر سود ديگري همچون صنعت اتومبيل از پيشگامان به شمار ميرود و از غولهاي اقتصادي جهان به شمار مي آيند ، درصددند تا از مزاياي اقتصادي و آمدهاي حاصل از آن بي بهره نمانند.
براي توسعه اين صنعت ، به بينشي ژرف و موشكافانه نياز است تا از توانمندي ها و استعدادهاي موجود براي توسعه آن بهره گرفته شود .
در حقيقيت صنعت گردشگري به مفاهيم و عوامل مختلفي براي شكل گيري نيازمند است كه دولت و بخش خصوصي دو ركن پايه براي توسعه اين صنعت محسوب مبگردند .
يكي از راه هاي توسعه اين صنعت ، مشاركت بخش خصوصي با مراجع دولتي عنوان شده كه همواره بعنوان اصل و راهكاري براي توسعه گردشگري به شمار آمده است. راهكاري كه در سالهاي اخير و بدنبال شناخت ضرورت توسعه اين صنعت به عنوان ابزار توسعه اقتصادي و فرهنگي مورد تاكيد مسئولان كشورمان از هر حزب و جناحي قرار گرفته است و سعي گرديده تا دولت وظيفه نظارت و سياست گذاري براي بخش خصوصي را داشته باشد .
اينكه دولت تا چند اندازه در گسترش همكاري ها با بخش خصوصي و ايفاي نقش خود موفق بوده و اينكه بخش خصوصي تا چه ميزان به وظايف خود به خوبي عمل نموده است مقوله اي است كه در جاي خود نياز به بحث دارد .
اما آنچه از نظر دور مانده و قابل طرح است نقش مردم در توسعه اين صنعت است . مشاركت مردمي به عنوان يكي از شاخص هاي توسعه سياسي و مظاهر دموكراسي به شكل حضور پر شور مردم در انتخابات و ساير فعاليتهاي اجتماعي مورد توجه ميباشد . عنايت به اين حضور و مشاركت ، بدون شك ميتواند يكي از مهمترين عوامل توسعه گردشگري نيز قلمداد شود . مشاركتي كه تاكنون مغفول مانده و بايد آنرا حلقه مفقوده توسعه اين صنعت دانست .
در گردشگري به عنوان صنعتي خدماتي و انسان محور، نبايد از نقش سازنده مردم براي توسعه غافل ماند. نگاه به مردم در اين صنعت نبايد صرف نگاه به مصرف كننده باشد و اينكه تنها گروه خاصي از جامعه عهده دار توليد و عرضه هستند. بايد مردم را در توسعه اين صنعت و تصميم سازي ها و سياست گذاريها وارد نمود تا در اجراي برنامه ها مشاركت داشته و با مشكلات ، موانع و مزاياي حاصل از اين صنعت به خوبي آشنا شوند . در ميان عوامل و عناصر مختلف در توسعه اين صنعت ، مشاركت مردم بايد به عنوان محور و شاخص توسعه در نظر گرفته شود .
اهميت اين مشاركت به ويژه در روستاها و شهرهاي كوچك بيشتر نمود ميابد و اين موضوع به نگاه مسئولان هر منطقه اعم از دولتي و خصوصي گره خورده است .جلب مشاركت افراد بومي ، بالاخص جوانان منطقه نه تنها به توسعه اقتصادي و اشتغالزايي در منطقه كمك شاياني خواهد نمود بلكه در اين راستا توسعه فرهنگي و آگاهي از ارزشهاي بومي و حس غرور و افتخار را در افراد بومي منطقه تقويت خواهد نمود .
اگر اين مسير را به پلكاني تشبيه كنيم كه مسيري براي نيل به توسعه باشد ميتوان گام اول را تشويق مردم به جلب مشاركت در مبحث زيبا سازي شهر يا روستا خود دانست و انها را به انجام فعاليت هاي زيبا سازي به صورت خود جوش تشويق و از برنامه هايشان حمايت كرد .
در گام بعدي ، جلب مشاركت مردمي ميتواند به شكل دخالت دادن و به شور گرفتن مردم از طريق نشست هاي مختلف با اقشار مردم بالاخص اقشار تاثير گذار در هر منطقه ، در سياست گذاريها براي توسعه گردشگري منطقه توسط شوراهاي شهر و روستا اشاره كرد تا در كنار طرح مسائل و مشكلات ، مزاياي منطقه را به ايشان ياد آور شوند دراين صورت مردم مشاركت در توسعه گردشگري منطقه را همانند هر رويداد اجتماعي ديگري كه به حضور ايشان نياز است بر خود فرض خواهند دانست .
بدون شك قبل از طرح اين موضوعات ، بسترسازيهاي فرهنگي و جلب مشاركت جوانان منطقه يكي از گامهاي بنيادي خواهد بود تا در مراحل بعد ساير قشرها نيز به اين وادي راه يابند.
بدين ترتيب زماني كه دولت با ارائه تسهيلات و نظامهاي تشويقي سرمايه گذاران در هر منطقه جلب مينمايد و بخش خصوصي نيز براي آماده سازي زير ساخت ها مهيا ميشوند ، مردم منتهي همكاري را با ايشان خواهند داشت و توسعه اين صنعت را به مفهوم توسعه شهر يا روستاي خود تلقي خواهند نمود .
همچنين در صورت آگاهي از ارزشهاي بومي خود كمتر دستخوش و متاثر از فرهنگ گردشگران قرار ميگرند .
برنامه ريزي فرهنگي با حضور مردم در قالب تشكلهاي خود جوش كه از پيشينه و پايه قوي در كشورمان برخوردار است و جلب و دعوت ديگر به ديدار از شهر يا روستا از ديگر نكاتي است كه از موارد جلب مشاركت مردمي ميتواند باشد . هر شهر و روستاي اين مرز بوم در كنار جاذبه هاي طبيعي يا تاريخي از فرهنگ بومي و آداب و سنني خاص نيز برخوردار است كه بدون شك ميتواند بعنوان يك جاذبه مطرح شود كه از نمونه هاي بارز و موفق اين برنامه هاي فرهنگي و حضور گردشگران به شكل سنتي در منطقه ميتوان به مراسم ظهور عاشورا در روستاي ابيانه يا قليشويي اردهال يا گلاب گيري قمصر اشاره كرد كه با در برنامه ريزي موارد مشابه در ساير شهرها ميتواند به توسعه گردشگري ساير مناطق نيز كمك شاياني بنمايد .
لذا با تقويت مشاركت مردمي در اين حوزه و تشريح اهداف و برنامه هاي در نظر گرفته شده براي مردم هر منطقه راه بسوي توسعه و نيل به اهداف چشم انداز نيز تسهيل ميگردد.
زکات علم نشر آن است .